
زن پنجره را گشود. باد
با هجومی، موهایش را، چون دو پرنده،
بر شانه اش نشاند. پنجره را بست.
دو پرنده بر روی میز بودند،
خیره در او. سرش را پائین آورد
در میانشان جا داد و آرام گریست.
یانیس ریتسوس-ترجمه احمد پوری
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 17:4  توسط زویا ابراهیمی
|
