تبليغاتX
افق شکسته

افق شکسته

ادبیات و ترجمه

نام فیلم: زن ناشناس (La Sconosciuta)

کارگردان: جوزپه تورناتوره(Giuseppe Tornatore)

محصول: کشورایتالیا

سال 2006

 

ایرنا زنی است اوکراینی با گذشته ای خشونت بار و تحقیر آمیز که سرسختانه به دنبال هدفی نامعلوم و پر رمز و راز دست به هر کاری چه قانونی و چه غیر قانونی می زند. او زنی است قوی که به سرعت جنگیدن بی باکانه را آموخته است و آنها را به کار می بندد اما در می یابد که گذشته اش تصمیم های کنونی اش را تحت تاثیر قرار می دهد. این سرگذشت زن در دنیای مدرن کنونی است. خشونت و تجاوز. سوء استفاده از جنسیت  و نشان دادن گوشه ای از هزار توی سرنوشت زن.

عشق در منجلاب نیز شکوفا می شود و ایرنا با تردید برای اولین بار آنرا لمس می کند. عشقی که منجلاب آنرا از او باز پس می گیرد. اکنون پس از گذشت سال ها بدنبال هدفی است که به آرامی به آن نزدیک و نزدیک تر می شود. گذشته مانند سایه ای لحظه به لحظه زندگی کنونی اش را در خود فرو برده است. او بدنبال آخرین فرزند نامشروع خود که می پندارد به عشق از دست رفته اش تعلق دارد، به خانواده ای ثروتمند که دختر خردسالی با نوعی بیماری عصبی نادر دارند نزدیک می شود...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:48  توسط زویا ابراهیمی  | 

 

 

صحرای سرخ

کارگردان: میکلانجلو آنتونیونی

محصول: 1964

صحرای سرخ (Deserto Rosso) شاهکار میکلانجلو آنتونیونی و اولین فیلم رنگی اوست.  بازی منحصر بفرد مونیکا ویتتی Monica Vitty در نقش جولیانا Giuliana همسر آشفته و روان پریش کارخانه داری بنام اوگو Ugo با بازی کارلو کیونتتی Carlo Chionetti فیلمی تحسین برانگیز را بوجود می آورد.

آنتونیونی در این فیلم محیط غم بار و متروک حومه یکی از شهرهای ایتالیا را به تصویر می کشد.

ما جولیانا را در مراحل مختلف سلامت روحی دنبال می کنیم، زنی آشفته و احساساتی که می کوشد آرامش، صلح و دوستی را در محیطی نا متعارف با ذهینت خود بیابد.

پس از تصادفی کوچک که به نظر ساخته و پرداخته ذهنش است به هوش می آید و جنونش بهبود نمیابد او مدام صدای آواز زنی ناشناس را در ذهن بیمار خود می شنود. در صدد باز کردن فروشگاهی است که نمی داند چه چیزی را باید در آن بفروشد همانطور که نمی داند با  تنها پسری که دارد چه کند!

رشد جدید اقتصادی، تکنولوژی، تولیدات و صنعت که اوگو و شریک تجاری اش کوررادو  Corrado را مجذوب کرده است برای جولیانا بیگانه و تهدید آمیز است.

اوگو مهربان و عاشق جولیانا است و می کوشد با دادن آزادی به او بتواند روح سرگردان و شکننده خود را هدایت کند. کوررادو شریک و دوست اوگو به سمت جولیانا کشیده می شود و با ایجاد یک دوستی ناشیانه که به یک عشقبازی کوچک می انجامد نا امیدی او را دامن می زند.

یکنواختی سرد بندر جائیکه او زندگی می کند او را بیشتر و عمیق تر به آشفتگی روانی اش می کشاند.

آنتونیونی با ایجاد فضایی سرد، پرتردد و صداهای تیز و گوشخراش روان پریشی جولیانا را به تصویر میکشد.

سرما، ناامیدی و شکست پیام هایی هستند که به ما می گویند ما موش هایی هستیم در مارپیچ خلقت. زندگی در این تئاتر بی معنی و مزحک هیچ هدف ماندگاری ندارد و ما تنها آدم واره های بی قراری هستیم که از مسیری به مسیر دیگر در رفت و آمدیم اما سرانجام باید یا این پوچی را بپذیریم یا انکار کنیم.

اگر با نگاهی تیز بینانه تر به داستان این فیلم نگاه کنیم نکته های پیچیده تری را خواهیم یافت.

صحرای سرخ فیلمی ست که مدتها پس از تماشا در ذهن تماشاگر باقی خواهد ماند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 12:31  توسط زویا ابراهیمی  |