تبليغاتX
افق شکسته

افق شکسته

ادبیات و ترجمه

 

 

محسن نامجو

موسیقی زیر زمینی

محسن نامجو خواننده، موسیقی‌دان و ترانه‌سرا ، متولد اسفند ۱۳۵۴ در تربت جام است.

موسیقی را وقتی که در مشهد بود آموخت چند سالی هم نزد حاج قربان سلیمانی دوتار

 نوازی را آموخت.

پس از دوران دبیرستان در رشتهٔ موسیقی در دانشکدهٔ هنرهای زیبا پذیرفته شد ولی پس از مدتی، در بهمن ۷۶ دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیر آکادمیک ادامه داد.

مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبک‌های مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود می‌سراید.

از شعرهای مولوی، حافظ و جامی گرفته تا شاملو و براهنی در آثار او به گوش می‌رسد که گاهی عباراتی کوچه‌بازاری در میان ابیات آنها اضافه شده. او در این باره می‌گوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه‌است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلاً قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلاً کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»

نامجو در خوانندگی از صداهای نامتعارف نیز استفاده می‌کند. به گفتهٔ خودش این مسأله حاصل این است که به حنجره به عنوان یک ابزار صوتی نگاه می‌کند، و در نتیجه بی آن که در بند سبک‌های خوانندگی باشد، هر صدایی از خود درمی‌آورد.

یکی از دلایلی که به گفته خود نامجو باعث خلاقیت بیشتر او در زمینه موسیقی تلفیقی شده‌است ساز زدن با گروه‌های موسیقی زیر زمینی در مشهد و سپس تهران می‌باشد. از جمله می‌توان به گروه‌ ماد (عبدی بهروانفر- نوید اربابیان-علی باغ فر)و گروه پرساووس (مازیار محمدی-محمد قاسمی-شهرام لشگری) اشاره نمود.

وی در طول مدت فعالیت حرفه‌ای خود بیش از هفتاد قطعه ساخته که بسیاری از این قطعات در قالب آلبوم‌هایی با نام‌هایی نظیر عقاید نئوکانتی ،گیس و جبر جغرافیایی و... به صورت زیرزمینی و غیر رسمی منتشر شده ولی اولین آلبوم رسمی محسن نامجو در ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ (۸ سپتامبر ۲۰۰۷) با نام ترنج منتشر شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 16:40  توسط زویا ابراهیمی  | 

 ترجمه زویا ابراهیمی

                            Haiku

 

                            Brando Altemps

 

                           Il bimbo cieco

                           Volge il viso al sole

                           E gli sorride

پسرک نابینا

می چرخاند چهره اش را

و به خورشید لبخند می زند

 

                           Dalla cornice

                           Sorride tra le rose

                           Il tempo e' fermo

درون قاب عکس

دخترک میان گل ها ی سرخ، لبخندی بر لب

زمان ایستاده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:45  توسط زویا ابراهیمی  |