
آسمان را زير و رو مي كنم
از سر خشم
ستاره هاي لوسي را كه مدام چشمك مي زنند
در سطل مي ريزم
ماه خود را پيدا نمي كنم
تو كجايي؟
(رضا چایچی)
زن؟ هواداران فرمول های ساده می گویند که زن چیزی بسیار ساده است: رحم، تخمدان؛ موجودی ماده: همین کلمه برای تعریفش کافی است. صفت ماده در دهان مرد، طنینی دشنام گونه دارد؛ ولی مرد از ویژگی حیوانی خود شرمناک نیست، حتی به عکس، اگر درباره اش گفته شود که "او نر است" احساس غرور می کند. کلمه "ماده" معنایی نامساعد دارد، اما نه از آن رو که زن را ریشه وار در دل طبیعت می نشاند، بلکه به این سبب که او را در جنسیت خود محدود می کند؛ و اگر این جنس، حتی در وجود حیوانات بی گناه، و معصوم نیز، در نظر مرد قابل تحقیر و حتی دشمن جلوه گر می شود قطعا به دلیل احساس مخاصمت آلودی است که زن در او بر می انگیزد؛ با این همه، مرد بر آن است که برای توجیه این احساس، در زیست شناسی توجیهی بیابد. کلمه ماده، انبوهی از تصاویر در او پدید می آورد؛ تخمک مدور بزرگی، اسپرماتوزئید فعال را می بلعد و بی اثر می کند؛ ملکه پروار و غول آسای موریانه ها که بر نرهای به بردگی گرفته شده حکمروایی دارد؛ آخوندک و عنکبوت اشباع شده از عشق ورزی، یار خود را خرد می کنند و می بلعند؛ ماده سگ فحل، کوچه به کوچه می دود و رگه ای از بوهای گندش را به دنبال می کشد؛ ماده میمون بی آزرم، خود را به معرض تماشا می گذارد و با لوندی تزویر آمیز، خود را به در می برد؛ و عالی ترین نوع جانواران وحشی، ماده ببر، ماده شیر، ماده پلنگ، بنده وار در زیر فشار شاهانه سر بر زمین می نهند. مرد، تمام موجودات ماده را در آن واحد به صورت بی حال، ناشکیبا، محیل، ابله، شهوتران، وحشی، خوار، در وجود زن طرح ریزی میکند. و واقعیت این است که زن موجودی ماده است. ولی هر گاه از اندیشیدن به نکات مبتذل انصراف حاصل شود، بی درنگ دو پرسش مطرح خواهد شد: در طبقه حیوانی، زن نمایشگر چیست؟ و در وجود زن چه نوع ویژگی ای از ماده صورت میپذیرد؟...
نویسنده: سیمون دوبووار
برگردان: قاسم صنعوی
انتشارات:توس

بر پیشانی نقش قدیمی یک الهه،
بر دست شمایل خدایی نو
چیزی شبیه فرشته بر شانه،
چیزی شبیه فاجعه در چشم.
محسن نامجو
موسیقی زیر زمینی
![]()
محسن نامجو خواننده، موسیقیدان و ترانهسرا ، متولد اسفند ۱۳۵۴ در تربت جام است.
موسیقی را وقتی که در مشهد بود آموخت چند سالی هم نزد حاج قربان سلیمانی دوتار
نوازی را آموخت.
پس از دوران دبیرستان در رشتهٔ موسیقی در دانشکدهٔ هنرهای زیبا پذیرفته شد ولی پس از مدتی، در بهمن ۷۶ دانشگاه را نیمهکاره رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیر آکادمیک ادامه داد.
مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبکهای مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود میسراید.
از شعرهای مولوی، حافظ و جامی گرفته تا شاملو و براهنی در آثار او به گوش میرسد که گاهی عباراتی کوچهبازاری در میان ابیات آنها اضافه شده. او در این باره میگوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانهاست. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلاً قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلاً کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»
نامجو در خوانندگی از صداهای نامتعارف نیز استفاده میکند. به گفتهٔ خودش این مسأله حاصل این است که به حنجره به عنوان یک ابزار صوتی نگاه میکند، و در نتیجه بی آن که در بند سبکهای خوانندگی باشد، هر صدایی از خود درمیآورد.
یکی از دلایلی که به گفته خود نامجو باعث خلاقیت بیشتر او در زمینه موسیقی تلفیقی شدهاست ساز زدن با گروههای موسیقی زیر زمینی در مشهد و سپس تهران میباشد. از جمله میتوان به گروه ماد (عبدی بهروانفر- نوید اربابیان-علی باغ فر)و گروه پرساووس (مازیار محمدی-محمد قاسمی-شهرام لشگری) اشاره نمود.
وی در طول مدت فعالیت حرفهای خود بیش از هفتاد قطعه ساخته که بسیاری از این قطعات در قالب آلبومهایی با نامهایی نظیر عقاید نئوکانتی ،گیس و جبر جغرافیایی و... به صورت زیرزمینی و غیر رسمی منتشر شده ولی اولین آلبوم رسمی محسن نامجو در ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ (۸ سپتامبر ۲۰۰۷) با نام ترنج منتشر شد.
Haiku
Brando Altemps
Il bimbo cieco
Volge il viso al sole
E gli sorride
پسرک نابینا
می چرخاند چهره اش را
و به خورشید لبخند می زند
Dalla cornice
Sorride tra le rose
Il tempo e' fermo
درون قاب عکس
دخترک میان گل ها ی سرخ، لبخندی بر لب
زمان ایستاده است.
Haiku
Guido Cupani
Sfoglia un'altra
Pagina d'acqua il mare
Sulla battigia
ورق می خورد
برگی دیگر از دریا
بر روی ساحل
L'ultimo sole
Bacia le nubi.tutte.
Ad una ad una.
آخرین خورشید
ابرها را می بوسد.
تمامشان را
یکی پس از دیگری
Pigola un nido
Nella canna fumaria
- gia primavera
جیک جیک آشیانه ای
بر دودکش
-بهار است
Il chiu' chiama
Chiama in fondo al buio
- Io sono solo.
بانگ می زند جغد
از عمق تاریکی
- من تنهایم.
مرده کبوتری دارد مرد
و مرده قلبی زن،
دخترک اما زنده روحی است
در آغوش خاک.
شعر آزاد نیمایی
یکی از انواع شعر نو متداول در دوران معاصر ایران، شعر آزاد نیمایی است. این شکل از شعر نام خود را از نیما یوشیج شاعر معاصر ایران گرفته است که در شعر خود، هم از نظر محتوا و هم از نظر شکل راهی کاملا متفاوت با شعر سنتی فارسی در پیش گرفت و بنیانگذار شیوه جدیدی در شعر فارسی شد. کوشش های نیما با انتشار بخشی از منظومه غنایی "افسانه" در سال 1301 شروع شد.
مجموعه ویژگی های شعر آزاد نیمایی را می توان در سه اصل زیر خلاصه کرد:
1- طرز نگرش تازه به اشیاء و طبیعت و زندگی: این اصل، اساسی ترین هدف شعر نیمایی است. شعر موفق نیمایی، بازگوکننده طرز تفکر و ذهنیت شاعر و نشان دهنده دیدگاه های او نسبت به زندگی و همچنین خصوصیت های شخصیتی و اقلیم و محیط زندگی اوست.
2- زبان و شیوه بیان نو که لازمه توصیف دیدگاه ها و برداشت های تازه شاعر است. برای رسیدن به چنین شیوه بیانی، شاعر از کلیه امکانات زبان استفاده می کند، ترکیب های تازه می سازد، واژه های محلی و غیر ادبی را وارد شعر میکند و در صورت لزوم ، تصرف هایی از نظر نحو، در زبان به عمل می آورد و از تخیل خود برای یافتن تصور های ابداعی کمک می گیرد.
3- نوآوری و تنوع در قالب و وزن: با شکستن قید تساوی مصراع ها، ایجاد قالب های متناسب با مضمون های نو، برای شاعر میسر شد. در حقیقت هدف اصلی نیما، از شکستن قالب های قدیم، یافتن شکل لازم و متناسب برای محتوای تازه شعر بود.
منبع: واژه نامه هنر شاعری
فرهنگ تفضیلی اصطلاحات فن شعر و سبک ها و مکتب های آن
نویسنده: میمنت میر صادقی(ذوالقدر)
ترجمه زویا ابراهیمی
Francesco Intoppa
Nella foresta
il fumo silenzioso
Dopo la pioggia
در جنگل
دود بی صدا
پس از باران
Sorpresa al buio
Dormi vicino al fiore
piccola goccia -
شگفتی در تاریکی
کنار گل خوابیده ای
-قطره کوچک
Anche tu pioppo
Sulla riva del lago
Aspetti il sole
تو نیز ای سپیدار
کنار دریاچه
خورشید را منتظری
Il vecchio tronco
E l'edera che sale
-grande amicizia
تنه درخت پیر
و پیچکی که بالا می رود
-دوستی عمیق
Dormi tranquilla-
Domai sarai quercia
Piccola ghianda
آرام بخواب
درختی خواهی شد
بلوط کوچک
Canto di uccelli-
L'ombra cammina lenta
Sui campi spogli
آواز پرندگان-
سایه آهسته میگذرد
بر دشتهای لخت